دستگيري از ضعيفان
راوی حسین اکبری: یادم میآید ایشان قبل از انقلاب روزی به اتفاق یکی از دوستان در خانهمان آمد و گفت بیا میخواهم با شما صحبتی بکنم بعد شروع کرد به صحبت کردن که من خانوادههای ضعیفی را میشناسم و گهگاهی میروم از آنها سرکشی میکنم کمکشان میکنم حبوباتی چیزی میخرم و برایشان میبرم اگر شما هم حاضر هستی میتوانی پولهای خرجیات را جمع کنیم و بیایی تا با هم برویم به خانوادههای ضعیف کمک کنیم. گفت هفتهای ده ریال شما به من بده من خود هم پول میگذارم بعد قبول کردم و 10 ریال را دادم بعد دیدم هیچی پول ندادم این دوستم را فرستادم و گفتم برو بگو فلانی نمیتواند از حالا کمک کند خیلی با روی خوش آمد و همون یک تومان ما را هم بدهد گفت مسألهای نیست هر وقت داشتی بده حالا پولت را لازم داری دستت باشد بدون هیچ برخوردی پول قبلی ما را برگرداند.
ثبت دیدگاه