توجه به امور معنوي
راوی محمدابراهیم ارفع: دفعه آخر که محمد رضا به مرخصی آمد فرزندش تازه به دنیا آمده بود روز دهم به اتفاق هم رفتیم گوسفندی گرفتیم و آوردیم و پدر خانمش گوسفند را کشت و نهاری درست کردیم برای فامیلها یک روز آمد بچه اش را بغل کرد با همان یک دست ـ چون یک دستش بر اثر شکستگی توی گچ بود بعد خانمش گفت آقا رضا بچه رو زمین بگذار و برو برای امروز بچه شیر بگیر که تمام نشود بعد گفت خانم من دفعه اولم است که بچه را بغل کرده ام یک مقدار ببینمش بعد صورت بچه را بوس کرد و گذاشت زمین که برود شیر بگیرد روز سیزدهم تولد بچه بود که رفته بودند حرم امام رضا (ع)آنجا آیت الله امامی کاشانی را دیده بود بچه را داده بود توی گوشش اذان و اقامه بگوید روز سیزدهم جبهه رفت و دیگر بچه را ندید تا این که روز چهلم بچه خبر شهادتش را آوردند .
ثبت دیدگاه