خاطرات نحوه مجروحيت
راوی سید جعفر رضوی سطوتی: درعملیات بدر با توجه به وضعیت منطقه تعدادمحدود نیرو مستقر بودند و زیر آتش شدید دشمن مقاومت می کردند خوب آنجا فرماندهان زیادی مجروح وشهید دادیم در یک مقطع زمانی توی خط فقط محمد رضا ارفعی من توی سنگر بودم بعد از یکی دو ساعت آمدند و گفتند که ارفعی مجروح شده و هم مهم نبود هر لحظه بچه ها احتمال شهادت می دادند چون دیدم مجروح شده به دیدنش آمدم وقتی آمدم دیدم ترکش به شکم ایشان خورده و شکمش باز شده و یک حالت خیلی دلخراشی را پیدا کرده بود وقتی آوردنش توی اورژانس علی رغم خون ریزی زیاد و رنگ پریدگی هنوز بی هوش نشده بود یک کم ضعیف بود ذکری گفت خواستم بلندش کنیم و بگذاریمش روی تخت ولی هر قسمت بدن ایشان را می گرفتیم آن اعما و احشا درونی ایشان می زد بیرون یعنی این قدر شکم ایشان باز شده بود مانده بودند چه کار کنند هیچ شکایتی هم نمی کرد همین طور زمزمه می کرد بی هوش هم نبود به لحاظ آن وضعیت جسمی که داشت به تدبیر یکی از پزشک ها و آنجا چهار نفر چهار طرف برانکارد را گرفتند و بلند کردند و با همدیگر بانداژ کردیم که یک حالت فشردگی در بدن ایشان بوجود بیاید که این مسافتی مه می خواست توی قایق و روی آب برگردانده شود عقب احشا ایشان بیرون نریزد من ایشان را بوسیدم و روی قایق گذاشتم و آمد عقب احتمال دادیم که شهید شود بعد فهمیدیم که ایشان را تا آن طرف آب برده اند حتی به بیمارستان یکی از شهرستانها هم رسانده بودند و در بیمارستان بر اثر شدت جراحات بعد از مدتی بستری به شهادت می رسد .
ثبت دیدگاه