شناسه: 63790

تقيد به نماز

راوی عباس تیموری: گویا در هر عملیاتی یک سهمیه تیر و ترکش داشت . امکان نداشت عملیاتی بشود و او مجروح نشود. در هنگام راه رفتن ، کج راه می رفت. به قول بچه ها شاسی او کج شده بود . دستش را گچ گرفته بود و تازه برای عملیات باز کرده بود دستش کج جوش خورده بود . او تنها و تنها به دیدار دوست رضایت می داد. از شب قبل ، درگیری شدیدی با دشمن شروع شده بود و تا ساعت یازده که شهید برونسی و بقیه بچه ها مسئول شهید شدند دشمن از سه طرف فشارمی آورد و ما به داخل جاده خندق عقب نشینی کرده بودیم . هوا خیلی گلوله باران بود گلوله ها هم مانند قطرات باران می بارید . تیر های مستقیم تانک خاکریزها را می شست . تعداد مدافعان خاکریز انگشت شمار بود. همه چیز برای کلام آخر که شهادت بود آماده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه