خاطرات نحوه مجروحيت
راوی سیف الله ابراهیمی: در عملیات میمک من رفتم جلو که اگر مجروحی باشد به عقب انتقال بدهیم . همین طور که می رفتیم گفتند : یک سنگر خراب شده و همه مجروح شده اند . ما رفتیم به آن سنگر محمد رضا ارفعی را دیدم که جزو مجروحین است . ابتدا فکر کردم شهید شده است . بقیه ی مجروحینی که سر و صدا می کردند کمک کردیم و آنها را انتقال دادیم . آقای ارفعی همین جلوی ما بود و چشمانش باز بود و تکان نمی خورد . فکر کردم شهید شده است . با خودم گفتم : این باشد شهدا را بعد انتقال می دهیم . یک مرتبه صدا زد که ابراهیمی منم . بعد کمک کریدم و ایشان را به عقب منتقل کردیم .
ثبت دیدگاه