شجاعت و شهامت
راوی علیرضا محکی: در عملیات بدر یک بعد از ظهر بود به اتفاق ولی الله چراغچی به خر رفتیم . آنجا محمد رضا ارفعی مسئول خط بود عرض خط 25 متر بیشتر نبود و حدود 15 نفر نیرو بیشتر جا نمی شد . چون آتش دشمن زاید بود و اگر نیروهای بیشتری آنجا مستقر می شد تلفات می داد . چراغچی یک صحبتی با آقای رافعی کرد و ما حدود 30 متری عقب که یک خاکریزی بود برگشتیم . چون هدایت عملیات را چراغچی به عهده داشتند . شب را آنجا خوابیدم و صبح بعد از نماز که هوا روشن شد عراقی ها پاتک زدند و آتش خیلی شدیدی ریختند . آقای ارفعی با بی سیم گفت مهمات و نیرو بفرستید و آقای چراغچی از عقب در خواست می کرد چند تانک عراقی شروع کرده بودند با همدیگر توی یک خط به جلو آمدن . همین طور که تاکنها می آمدن شلیک می کردند . حدود 5 الی 6 نفر از نیروهایی که با ارفعی بودند به دلیل آشت شدید عقب نشینی کردند . تانکهای عراقی آمدند روی خاکریز آقای ارفعی چند تا نارنجک انداخت سمت تانکهای عراقی و تانکها نتواسنتد بالا بیایند . نیروها ی داخل تاکنها آمدند بیرون وشروع به فرار کردند . به نظر من اگر کسی غیر از ارفعی بود نمی توانست خط را نگهدارد خیلی رشادت به خرج داد . بعد از این پاتکی که عراقی ها زدند و باعث عقب نشینی شد دوباره برگشتند عقب که متاسفانه خمپاره خورد جلوی رافعی و شکمش کلا پاره شد به نحوی که روده ها همه ریخت بیرون و خودش روده هایش را دوباره داد داخل شکمش و گفت چیزی نیست . دیگر آقای چراغچی دستور دادند که ایشان را به عقب ببرند . بعدش شنیدم که متاسفانه ایشان شهید شده است.
ثبت دیدگاه