توجه به خانواده
راوی بی بی بتول نعیمی: یکبار که محمدرضا از جبهه به مرخصى آمده بود روزى در خانه نشسته بودیم و با هم صحبت مىکردیم یک هواپیمایى صدایش آمد. گفتم مادر رضا مىدانى این هواپیما الان کجا مىرود؟ گفت: کجا میرود؟ گفتم مکه و کربلا مىرود. گفت مادرجان غصه نخور شما را هم مکه مىبرم هم کربلا مىبرم اگر زنده باشم شما را به هر دو جا مىبرم همهاش مىگفت مادرجان غصه نخور و بعدش به جبهه رفت.
ثبت دیدگاه