شناسه: 63810

اولين اعزام

راوی محمدحسین ارفعی: زمانى که جنگ شروع شد ایشان سن خیلى کمى داشت فکر کنم حدود چهارده سال سن داشتند به پدرم خیلى اصرار داشتند که بیا رضایت بده من جبهه بروم چون مسؤولین اعزام گفته بودند که اگر رضایت پدرتان نباشد نمى‏توانید بروید ایشان به پدرم اصرار مى‏کردند و پدرم میگفتند بابا هنوز شما کوچکى اندازه تفنگ نیستى چرا مى‏خواهى جبهه بروى؟ نرو. محمدرضا مى‏گفت شما باید رضایت بدهى اگر رضایت ندهى من فرار مى‏کنم و میروم سرانجام پدرم رضایت دادند و ایشان به جبهه تشریف بردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه