شناسه: 63816

شجاعت و شهامت

راوی حسین قهرمانی: یادم است خاطره‏اى را محمدرضا ارفعى این گونه نقل مى‏کرد: به اتفاق یکى از دوستان رفته بودیم شناسایى حجم آتش دشمن زیاد بود رفتیم تا به منطقه‏اى رسیدیم که در تصرف عراقى‏ها بود از آنجا دوستمان به یک طرف رفت و من از سمت دیگر همین طور که مى‏رفتم رسیدم به پشت سر یک عراقى تیربارچى تنومند که داشت به سمت نیروهاى ما تیراندازى مى‏کرد از جهتى چون براى ما امکان تیراندازى وجود نداشت با کارد سنگرى که داشتم از پشت سر به گردن این عراقى کشیدم و گردنش بریده شد و افتاد آن دوستمان هم در کارش موفق شده بود بعد که برگشتیم تا چند روز غذا نمى‏توانستم بخورم کشتن این فرد آنهم با آن هیکل و داشتن تیر بار کار ساده‏اى نبود و این توان و قدرتى را که بدست آوردیم امداد غیبى مى‏دانم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه