خاطرات بعد از مجروحيت
راوی حسین قهرمانی: بعد از عملیاتى چون اخوى من هم جبهه بود و از ایشان خبرى نداشتیم و نگران بودیم به اتفاق مادرم به بیمارستانى که محمدرضا ارفعى در آن بسترى بود رفتیم وقتى ایشان را ملاقات کردیم معلوم بود که تازه بسترى شده است وضعیت مناسبى نداشت اما مىخندید و خیلى روحیهى شادابى داشت که ان روحیه را ما که سالم بودیم نداشتیم واقعاً به ماها روحیه داد و خیلى راحت مىگفت نگران نباشید حالش خیلى خوب است حتى اگر دردى هم داشت توى این چند نوبت مجروحیت حتى آه و اخى از ایشان من نشنیدم.
ثبت دیدگاه