عشق شهادت
راوی زهرا عمرانی: علیرضا قبل از این که به جبهه اعزام شود به شهر تربت رفت وقتی که برگشت دیدم عکس گرفته و آنرا قاب کرده تا قاب عکس را دیدم تنم لرزید و گفتم:چرا این عکس را گرفته ای گفت:علاوه بر این یک پیراهن مشکی هم برای پدرم گرفته ام تا روز تشیع جنازه ام آن را بپوشد و گویا به ایشان الهام شده بود که حتما"شهید می شود.
ثبت دیدگاه