شناسه: 63974

عشق به جهاد

راوی صاحب جان جمال معوا : زمانیکه زخمی شده بود بعد از اینکه ترکش خمپاره به پایش اصابت کرده بود او را در یک بیمارستان بستری کرده بودند. مثل اینکه وضع پایش خیلی وخیم بود. باید عملش می کردند. شب پسرم درخواب حضرت مهدی (عج )را می بیند. دستی بر پایش می کشد و می رود. وقتی ازخواب بیدار می شود می بیند پایش بهتر شده است وهمانجا شروع می کند به گریه و می گوید: آقا مرا شفا داده است. تمام مریضها وپرستارها می روند سراغش و می فهمند که پایش شفا پیدا کرده و بعد چند روز مرخص شد. به خانه آمد و چند ماهی را در سپاه مقاومت خدمت می کرد. ولی درنهایت طاقت نیاورد و بالأخره به جبهه برگشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه