شناسه: 63992

خاطرات بعد از مجروحيت

راوی غلامرضا محبوب : یک بار ابراهیم پایش ترکش خورده بود. بعد او را می برند به بیمارستان شیراز و از آنجا به بیمارستان مشهد منتقل می کنندو ماهم به بیمارستان رفتیم. دکتر گفت: باید سه روز دیگر او را عمل کنیم و ابراهیم با عمل موافق نبود و به دکتر می گفت:مرا بدون بیهوشی عمل کنید. شبی که روز بعد آن می خواستند او را عمل کنند. او شروع به خواندن دعا و قرآن کرد که باعث جلب توجه دیگران نیز شده بود. صبح که دکتر آمد با اصرار زیاد ابراهیم او را بدون بی هوشی عمل کرد و با کمال تعجب دیدیم که ابراهیم خیلی تحمل و صبر کرد و عمل انجام شد و با موفقیت همراه بود. بعد از چند روز که دکتر آمد، او را چک کرد با تعجب دید که پایش خوب خوب شده است. که این هم از کرامت و لطف خدا بود. بعد از اینکه پایش بهتر شد دوباره به جبهه رفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه