شناسه: 63999

اعتقاد به معاد

راوی رجب علی خیراندیش : اوایل سال 65 بود که ما در گردان حزب الله مشغول خدمت بودیم. شهید محبوب فرمانده گردان حزب الله بود و من هم یکی از فرمانده گروهانهای ایشان بودم. وقتی نیروی بسیجی به ما تحویل دادند تا برای عملیات آماده شویم پس از سازماندهی نیروها، به ما گفت: نیروها را خارج از محدودة گردان ببرید. نیروها بلافاصله مشغول شده و هر کدام با بیل و کلنگ برای خودش یک چاله ای حفر کرد. شهید محبوب گفت: بروید داخل گودال بخوابید وقتی همه رفتند داخل گودال خوابیدند گفت: من برای شما روضه نمی خوانم، به یاد شب اول قبر باشید. فکر کنید الان شما مرده اید و بعد قرار است نکیر و منکر از شما سؤال و جواب کنند. هر کدامتان هر خواسته و آرزویی که از خداوند دارید همین جا بگیرید. نیروهایی که اخلاص بیشتری داشتند شروع به گریه و زاری کردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه