ايجاد روحيه در رزمندگان
یک شب من و تعدادی از بچه های واحد اطلاعات لشکر به همراه آقای هرمزی به عنوان مسؤول تخریب با دو فروند قایق از طریق آب تصمیم گرفتیم برای گشت به منطقة آبی دشمن برویم. همین که وارد خط مرزی شدیم ناگهان با کین غواصهای عراقی که در میان نیزارها مخفی شده بودند برخورد کردیم. هر کسی در آن موقعیت سعی میکرد به هر طریقی شده است فرار کند اما متأسفانه راه فراری نبود. همه سرگردان و در فکر چاره ای که حالا چه کنیم بودن، اما آقای هرمزی آنقدر با اطمینان و آرامش خاصی به کنارة قایق تکیه زده بود که همة ما از این صحنه حیرت زده اما قوت و نیروی تازه میگرفتیم. نمی دانم چرا حسین در آن موقعیت حساس آنقدر خونسرد و راحت بود، یا آمادة شهادت و یا می دانست که خدا کمک و یار ماست. بالاخره با یک زیرکی و مهارت خاصی که قایقرانهای ما داشتند توانستیم از گیر دشمن فرار کنیم.
ثبت دیدگاه