شناسه: 64120

تواضع و فروتني

برای چند لحظه ای با ایشان به صحبت پرداختم و گفتم چرا در تهران و کنار امام و در بیعت معظم له نماندی ؟ ایشان گفت عده ای هستند که دوست دارند امام خود را زیارت کنند و در جبهه به سر می برند به او گفتم چرا در بنیاد شهید خدمت نمی کنی در جواب گفت کار در بنیاد شهید و با واژگان شهداء مسئولیت عظیمی دارد که از عهده من ساخخته نیست پس ایشان به من گفت تو یا مادرم رضا نیستند وگرنه من باید چهل روز بیش در میمک به شهادت می رسیدم در همین حین مادرش آمد و ما هردو رضایت دادیم و وی پس از چند روز از ناحیه سینه و سر مورد اصابت گلوله و ترکش خمپاره قرار گرفته و به ملکوت اعلی پیوست.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه