شناسه: 64154

تواضع و فروتني

راوی عباس نودهی: یک روز داخل پادگان شهید چراغچی دیدم که دژبان دست رستمعلی نوری را گرفت و به آرایشگاه آورد و به آرایشگر گفت موی سر ایشان را که بلند شده کوتاه کن با تشر و صدای بلندی گفت از جایت تکان نخوری که با تو برخورد می کنم من به دژبان گفتم که ایشان را می شناسی گفت سرباز است گفتم اشتباه نمی کنی گفت سرباز است گفتم آقا جان ایشان علی نوری فرمانده گردان پیاده نصرا… است ایشان با معذرت خواهی از آقای نوری ایشان را آزاد کردند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه