شناسه: 64175

علاقه مندي به خدمتگذاران نظام و روحانيت

راوی محمد امیری: یک روز علی آقا را توی روستا دیدم که دارد می آید بسیار ناراحت و اخم هایش توی هم است پرسیدم علی چی شده است چه خبر است چرا ناراحتی ، گفت من می روم دیگر هم بر نمی گردم گفتم چه خبر است چی شده است ، گفت رجایی را هم شهید کردند وقتی به چهره علی نگاه می کردم وقتی داشت می آمد واقعاً خیلی نگران شدم احساس کردم یکی از نزدیکتزین بستگان او فوت کرده است این قدر ناراحت است گفت : بله رجایی را هم شهید کردند من دارم می روم تا زمانی که بالاخره انتقام خون این ها را از دشمن نگیرم دیگر بر نمی گردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه