شناسه: 64184

توکل به خداوند

راوی حسین انصاری فر: یک وسیله نقلیه ای در جلو سنگر رستمعلی نوری پارک بود و قرار بود برای نیروها امکانات ببرد چون موقعیت یک موقعیت مناسبی نبود نیروها گیر کرده بودند و کسی هم نبود پشت ماشین بنشیند و این امکانات را ببرد برای بچه ها ایشان یک بی سیم چی داشتند از بچه های مخابرات یادم است آقای نوری اصرار کردند که این برادر بنشیند پشت فرمان و این مأموریت را انجام بدهد ایشان اولش واقعاً قبول نمی کردند می گفت من نمی توانم این کار من نیست و بر اثر اصرار آقای نوری که توکلت بخدا باشد انشاء ا… موفق می شوی خوب اتفاق ناخواسته ای پیش آمد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه