حالات معنوي قبل از شهادت
راوی سید مرتضی حسینی : شهید جانشین گردان ید ا... بود . خط را می خواستیم به گردان ید ا... تحویل دهیم بنابراین برای شناسایی خط آمده بود . به من گفت : بیا برویم خط را ببینیم . از مقرمان حرکت کردیم به سمت خط که می رفتیم دیدم چهره شهید قدسی کلی با قلبش متفاوت است . شهید قدسی از نظر چهره سبزه بود ولی حالا آنقدر نورانی شده بود که نور از پیشانی ایشان منعکس می شد . گفتم : قدسی مواظب باش که خیلی نورانی شده ای . این خاکریزی که ما آمدیم فاصله مان با عراقیها بیشتر از 20 متر نیست و در معرض دید عراقیها هستیم . شهید گفت ما اتفاقاً آرزوی شهادت داریم . من به شوخی گفتم : پس مواظب باش این یکی دو روزی که باهم هستیم به شهادت نرسی ، به هر صورت خط را تحویل دادیم و به عقب برگشتیم به پایگاه شهید برنسی که رسیدیم تلفن زنگ زد ، گفتیم : چه خبر است . گفتند : که قدسی شهید شده است .
ثبت دیدگاه