شناسه: 64308

حالات معنوي خاص

یک شب صدای ضعیفی مرا از خواب بیدار کرد وقتی خوب گوش دادم متوجه شدم صدای روحانی اسدا… است . ایشان در حال خواندن نماز شب بود و چنان العفو ، العفو می گفت و اشک می ریخت که اصلاً متوجه بیدار بودن من نشده و من برای اینکه حالت روحانی او را بر هم نزنم چشمانم را بستم گویی که خوابم . اسدا… اصلاً به اطراف خود توجهی نداشت و چنان گریه می کرد و العفو ، العفو می گفت که همانجا یاد نماز خواندن حضرت علی (ع) افتادم که درحال نماز تیر را از پایش بیرون آوردند ولی اصلاً متوجه آن نشد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه