خاطرات جنگي
راوی موسی الرضا اکبری: شب دوم عملیات خیبر بود که برادر حمید رضوی رابا وجود مریضی که داشتند بنا به درخواست خودشان به همراه گروه انفجارات به جلو فرستادیم تا بروند و در منطقه عملیاتی که ما در آن عملیات کرده بودیم مستقر شوند که البته وسعت عملیات از نظر اهمیت خیلی بزرگ بود و فکر می کنم منطقه ای به وسعت 40کیلومتر تماما آب ونیزار بود که به این منطقه هور می گفتند.که این منطقه این طرف جاده هویزه و سوسنگرد است ودر آن طرف فاصله ای به حدود 45الی 50 کیلومتر جاده ارتباطی بصره - بغداد است.و جاده ایست که از بصره مستقیما به سمت بغداد می رود و جاده دوطرفه ای همانند جاده زنجان-قم بود از این طرف عراق در این هورها 15کیلومتر جاده ای کشیده بود که این 15کیلومتر را با کامیون داخل نیزارها خاک ریخته بودند واین15 کیلومتر را جاده درست کرده بودند که هم فکر بکنند هر یک متر این جاده شاید در حدود 200هزار تومان برای عراق خرج برداشته است وعراق این جاده را کشیده بود برای اینکه بتواند آتش خودش را برروی جزایر مجنون که توی آبهاست بفرستد و این جزایر را زیر آتش بگیرد در این جاده که به اسم جاده خندق است عراقیها حدودا بیش از 20قبضه توپ را مستقر کرده بود و کلی هم توپهای زد هوایی و زمینی دوربرد در آنجا داشتند وبرای محافظت از این امکانات و این منطقه بیش از یک تیپ نیرو برای نگهبانی گذاشته بودند ما از این جاده حدودا 30کیلومتر فاصله داشتیم و آن طرف آب هم پاسگاههای عراقی بود مواضع عراق به قدری مستحکم و قوی بود که حتی بعد از عملیات خیبر در تمام این آبها و دور تا دور جاده را تماما سیم خاردار انداخته بودند و می دانید که کشیدن سیم خاردار در آب چقدر مشکل است و عبور از آن مشکلتر ولی باز هم عراقیها به سیم خاردار اکتفا نکردند بنابراین چهارپایه هایی را گذاشته بودند که برروی این چهارپایه ها بشکه های ناپال و آتشزا قرار داده بودند که نیرو به محض اینکه می خواست عبور کند و با قایقی چیز خواست رد شود به سیمهای قله ناپالها برخورد می کند و شبکه ها آتش می گیرد وآتشش هم هیچ زمان خاموش نمی شود نیرو های ما یک شب قبل از عملیات با استفاده از بلم وقایقهای پارویی به لطف خدا حدودا فاصله 30کیلومتر راه را پارو زده بودند و تا یک کیلومتری جاده خندق پیشروی می کنند چون که نیرو های تیپ امام رضا می خواستند بر روی این جاده عملیات کنند،که نیروهای ما به لطف خدا تو را توانسته بودند تا فاصله یک کیلومتری این جاده پیشروی کنند و این فقط لطف خدا بود . چونکه عراقیها غیر از این استحکاماتی که داشت یک راداری را در این منطقه کار گذاشته بودند که تمام ارتعاشات داخل آب را کنترل می کرد.یعنی به حدیی دقیق بود که اگر چیزی در آب تکان می خورد و یا چیزی در آب حرکت می کرد این رادار علامت خطر می داد و در تلوزیون مشخص می کرد که کسی در آب دارد نزدیک می شود .ولی به لطف خدا نیروهایی که در خطشکن بودند یک شب قبل از عملیات در یک کیلومتری جاده در داخل بلمهایشان در بین نیزارهامخفی شده بودند و شب را تا صبح در همانجا خوابیده بودند که برای عملیات شب بعد آماده شوند.
ثبت دیدگاه