شناسه: 64383

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی علی رضا قاسمی : صبح عملیات دشمن آتش سنگینی ریخت. یک گلوله ی تانکی آمد خورد به خاکریز جایی که آقای فتوحی و فضایلی درخط حضور داشتند من هم کنار اینها با یکی دو متر فاصله قرار داشتم . آقای فتوحی را موج انفجار شدید گرفته بود . آقای فضایلی زیر بغل آقای فتوحی راگرفت و از سنگر پایین آورد . همین طور که آمدیم پایین در بین راه یکی دیگر از نیروها مجروح شده بود که زیر بغل ایشان را من گرفتم . در حالی که آقای فتوحی و فضایلی و ما دو نفر پشت سر آنها حرکت کردیم یک خمپاره ی 60 آمد بین من و آقای فتوحی و فضایلی و این مجروح دیگر خورد و ما هر چهار نفر مجروح شدیم . چون ترکش به پای فضایلی خورده بود و گرم بود اصلا احساس نمی کرد که مجروح شده و دارد از بدنش خون می ریزد مجددا ما که افتاده بودیم روی زمین بلند شدیم و زیر بغل اینها را گرفتیم و بردیم به طرف آمبولانس . به آمبولانس که رسیدیم متوجه شدیم که مجروح شده ایم . هر چهار نفر ما را اعزام کردند به پست امداد و یک باندپیچی اولیه انجام شد و ازآنجا مجددا اعزام شدیم به داخل شهر . اینجا بود که آقای فضایلی اصرار داشت که چون مجروحیتش سطحی است در حالی که سطحی نبود برگردد به خط که دیگر ما اعزام شدیم به شهرستان و از سرنوشت خط هم اطلاعی نداشتیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه