شناسه: 64385

ناظر و شاهد بودن شهيد برامور

راوی فاطمه فضایلی : وقتی برادرم محمد حسن شهید شده بود جنازه اش بخاطر این که متلاشی شده و سوخته بود شناخته نمی شد . به نحوی بود که من نتوانستم پیکرش را ببوسم . همه اش ناراحت بودم و گریه می کردم تا این که شب آمد به خوابم گفت : بیا داداش . چرا اینقدر ناراحتی ؟ بیا مرا ببوس . دیگر روزش رفتم و پیکرش را بوسیدم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه