شناسه: 64406

زندگي مشترک

راوی معصومه علی آبادی : یک شب آقای علی آبادی با همسرش در اتاق بعد از صرف شام نشسته بودند و ایشان کتابی را برداشت که مطالعه کند. همسرش گفت:" علی آقا، نمی شود برای یک بار هم که شده شب وقتی به خانه می آیی از من بپرسی که امروز در خانه چکار می کردم. وقتی از راه می آیی بعد از غذا و چای، کتابی را برمی داری و شروع به خواندن آن می کنی." ایشان درحالیکه کمی ناراحت شدن بود گفت:" پس باید چکار کنم؟ شما از مطالعه کردن چیزی نمی دانی. من نمی توانم بدون مطالعه وقتم را بیهوده بگذرانم. شما هم بنشین و هر چه من می خوانم گوش کن تا یاد بگیری.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه