شناسه: 64429

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

یک شب من سید محمد را درخواب دیدم به اوگفتم : محمد جان تو کجا بودی از تو خبری نشده است اوپاسخ داد درعراق بودم من گفتم : آنها با توچکار کردند ؟ اوگفت : مادرجان خون بدن من را خشک کردند که در این لحظه من از خواب بیدار شدم فردای آن روز رادیو خبر عملیات راداد و من مطمئن شدم که او شهید شده است درمورد خشک شدن خون او هم به دلیل اینکه جنازه ی مطهر ایشان حدوداً 9 ماه درمنطقه وزیر برفها جا مانده بود پس ازاینکه جنازه ی اورا پیدا کردند و آوردند وتحویل دادند ما دیدیم که جنازه ی او خشک شده است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه