خاطرات نحوه مجروحيت
راوی زهرا خموش رضوانی: در عملیات والفجر 8 من با گل محمد غزنوی بودم. در حین انجام عملیات ایشان بنا به دلایلی مجبور شد آرپی جی بردارد و به جلو برود . در حینی که به سمت جلو می رفت پایش تیر خورد ولی من اول متوجه تیر خوردن ایشان نشدم . روی زمین نشست و به ما گفت:" بروید جلو. چرا ایستاده اید؟ " به گل محمد گفتم:" چرا نشسته ای؟" گفت: " مثل اینکه پایم تیر خورده است. به پایش نگاه کردم. دیدم تیر تیربار دوشکا به پایش خورده ولی ایشان هیچ گونه اظهار دردی نمی کرد.
ثبت دیدگاه