شناسه: 64552

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی گل بخت طاهرانی: من او را دو بار در بیداری دیدم . بعد از شهادت ایشان من جهت عمل جراحی در بیمارستان بستری شدم . بقدری درد داشتم که طاقت تحمل آن را نداشتم . خودم هم از دکترو آمپول و دارو می ترسیدم . روزی که مرا به اتاق عمل بردند گل محمد را دیدم فراموش کردم که او شهید شده روی برانکار بودم . او به من گفت : مادر جان اصلاً نترس الان عمل جراحی می کنند وبعد تو را به اتاقت می آورند و وقتی خوب شدی از بیمارستان مرخص می شوی . گفتم : خیلی درد دارم گفت : خودم می دانم دیدم که روی تخت دولا شده بودی و درد می کشیدی از رنگ و رویت پیداست . هیچ نگران نباش .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه