شناسه: 64603

نوافل و نماز شب

راوی فاطمه نوقانی: شب جمعه ای که فردایش عازم ماموریت بودند نیمه های شب بود که از صدای زنگ ساعت بیدار شدم و دیدم آقای هادی هم بیدار است و به من گفتند : خانم بروید وضو بگیرید و چند رکعت نماز بخوانید وقتی من رفتم و وضو گرفتم وارد اتاق آقا هادی که شدم دیدم سرشان را کج کرده است و به شدت اشک می ریزد و به سوی خداوند العفو ، العفو می گوید.و بعد از آن حادثه من فهمیدم که آن شب جمعه ایشان از خداوند طلب شهادت می کرده اند و خداوند هم به دعای او لبیک گفته بود و به آرزوی همیشگی خود رسیده بود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه