اثر شهادت بر ديگران
راوی فاطمه نوقانی: یادم می آید آقا هادی تعریف می کرد یک شب با ماشین تویوتا به پشت خط آمده بودم و کاری داشتم ، آتش دشمن هم خیلی سنگین بود . موقعی که می خواستم برگردم یک جوان بسیجی به من گفت : اگر به خط می روید من را هم ببرید ، دیدم این جوان خیلی مشتاق است راضی شدم او را ببرم . ایشان پشت وانت تویوتا نشست . و حرکت کردیم به سوی خط که ناگهان خمپاره ای به زمین اصابت کرد و من مجبور شدم ماشین را نگه دارم وقتی از ماشین پیاده شدم دیدم سرآن بسیجی قطع شده است و خون از آن فوران می کند و از این جریان متاثرشدم.
ثبت دیدگاه