خاطرات شناسه: 64625 ۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۵ 0 دیدگاه عشق شهادت راوی معصومه کاظمی : یادم می آید آخرین شبی که پدرم در منزل بودند. خانواده ی خاله ام نیز محمد بهادری به منزل ما آمدند وشوهر خاله ام و پدرم درباره شهادت صحبت می کردند و روز بعد هر دوی آنها به منطقه رفتند و هر دو نفرشان به شهادت رسیدند .
ثبت دیدگاه