بهانه ای برای خنده
از همسر شهید شوشتری نقل شده است: حاج آقا چهار روز پیش از شهادت، چهارشنبه بیست و دوم مهرماه سال 88 بود که به خانه آمد. انگار چراغ کاشانه آمده باشد. دستم را گرفت و تکان داد و احوال همه را پرسید. بچهها هم جمع شدند. دور هم بودیم. پس از استراحت کوتاهی گفت: میروم کنگره شهدا، جلسه دارم، زود بر میگردم. ظهر که بازگشت، موقع ناهار گفت: چه غذای بلوچی خوبی درست کردی؟! گفتم: همین طوری درست کردم. و هر دو خندیدیم، بدون این که نیاز به بحث خنده داری داشته باشیم.
ثبت دیدگاه