شناسه: 64700

بروید به دانشگاه هم برسید

توی منطقه بودیم که خبر قبولی دانشگاه ها آمد. از حدود 38 نفر قبولی لشگر، پانزده شانزده نفر از گردان ما(گردان نصرالله) بودند. آقا رجب گفت برگردید برای اسم نویسی دانشگاه. مشغول رفتن بودیم که آقای اشرفی هم خودش را توی ما جا زد که من هم می آیم. آقا رجب گفت تو کجا؟! گفت: من هم دانشگاه قبول شدم دیگه! گفت: تو سوادت کجا بود؟! یک اسمی را توی روزنامه نشان داد همنام خودش و گفت: ببین، نوشته علی اشرفی! آقا رجب خندید و گفت: همه این ها را بفرستید بروند. آمدیم و 55 روز بجنورد ماندیم. به آقا رجب گفتیم: باید برگردیم. گفت: لازم نیست. شما بمانید، گردن من. گفتیم: باشه. البته دفعه بعد که چند ماه مانده به عملیات کربلای چهار بود، رفتیم و غواص شدیم و این غیبت را جبران کردیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه