سکنات شهید
علیرضا خیلی صبور بود. بچهها دیوانه پدرشان بودند. فاطمه وقتی میخواست خودش را لوس کند به زبان افغانستانی میگفت: «آتی جان» و شهید با محبت و گرمیجواب میداد: «جان آتی جان».
علیرضا خیلی صبور بود. بچهها دیوانه پدرشان بودند. فاطمه وقتی میخواست خودش را لوس کند به زبان افغانستانی میگفت: «آتی جان» و شهید با محبت و گرمیجواب میداد: «جان آتی جان».
ثبت دیدگاه