شناسه: 64760

خاطره شماره 8 - شهید حسن آقاسی زاده شعرباف

پدرشهيد: زياد اهل جنب و جوش و بازي نبود ، بازيهايش آن موقع مثل حالا نبود ، بچه ها ورزشي مناسب نداشتد ، بيشتر بازيهاي بچه ها الک دولک و بازيهاي قديمي بود . گاهي بچه هاي همسايه به منزل پدرمان مي آمدند و مشغول بازي مي شدند . يک وقت متوجه مي شديم حسن به سراغ درس هايش رفته است . هر چه بچه ها به او مي گفتند : بيا با هم بازي کنيم . او مي گفت : از درس هايم عقب مي مانم .
علاقه خاصي به درس داشت . در تمام دوران تحصيلش همه از او راضي بودند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه