شناسه: 64791

خاطره شماره 39 - شهید حسن آقاسی زاده شعرباف

راوی حسین آغاسی زاده: یکی از موضوعاتی که حسن آقا خیلی تعریف می کرد. مربوط به پیرزنی می شد که نامه ای از روستایی نوشتتهبود که من بعضی شبها شام نمی خورم و تخم مرغهایم را جمع می کنم و آنها را می فروشم و پول آن را به جبهه کمک می کنم. بنابراین هر گاه برادران در جبهه اسراف می کردند، حسن آقا سریع جریان نامه پیرزن را تعریف می کرد و می گفت: این چهار کیسة سیمان را که شما اسراف کرده اید به اندازة یک سال درآمد پیرزن است که تخم مرغهایش را نخورد و پولش را به جبهه هدیه کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه