شجاعت و شهامت
راوی مصطفی روحانی: یادم هست بیمارستانی که قبل از شروع عملیات برای مداوای مجروحین توسط آغاسی زاده احداث شده بود نیاز بود که به خاطر استتار این محل مقداری خاک روی این بنا ریخته شود تا چنانچه گلوله توپی به محل اصابت کند خطری بیمارستان را تهدید نکند. چون این محل تا حدودی در دید دشمن قرار داشت راننده های بلدوزر جرأت نمی کردند که خاک ببرند و روی بنا بریزند تا اینکه خود آغاسی زاده رفت کنار راننده یک بلدوزر نشست و گفت: شما کارت را انجام بده اگر قرار است اتفاقی بیفتد من نیز در کنار شما هستم. راننده وقتی دید مسئول پروژه در کنار ایشان نشسته با قوت و قدرت به کار خودش ادامه داد.
ثبت دیدگاه