امر به معروف و نهي از منکر
راوی فرشته آل نجف: چون ایشان خیلی کم به مرخصی می آمدند وقتی هم به مرخصی می آمدند ، می دیدم که ایشان پکر است . می گفتم : شما به مرخصی آمدی که ما شما را ببینیم حالا چرا تو فکری ؟ می گفت : آقا جان به خود امام زمان ( عج ) من وقتی از آن زمینهای گرم و خاک آلود جبهه می آیم و وارد آسفالت می شوم دلم می گیرد . وقتی وارد شهر می شوم دلم می گیرد . وقتی وارد شهر می شوم و این مردم را می بینم و این بانکها و مؤسسات را می بینم که این جور به جان هم افتاده اند این جور برای این دنیای بی ارزش تلاش و فعالیت می کنند و این شلوغی را که می بینم دلم بیشتر می گیرد . وقتی به تهران می روم و به مشهد بر می گردم به حال شماها دلم می سوزد . دلم به حال این مردم که موقعیت به این خوبی را از دست می دهند می سوزد و من اصلاً از اینکه در تهران و اهواز بایستم ، دیرم می شود و فقط به خاطر دیدن شما و مادرم و انجام صله رحم است که می آیم و الا اصلاً من یک روز هم راضی نیستم که که اینجا باشم ، برای اینکه وقتی مردم را می بینم که اینطور به جان همدیگر می افتند و اینطور ظلم و گران فروشی می کنند و اینطور اجناس را انبار و احتکار می کنند ، در حالیکه مملکت ما در حال جنگ است ، رنج می برم که این مردم کی می خواهند از خواب غفلت بیدار شوند . بعد از چندین قرن حالا که به لطف خدا یک کسی ظهور کرده و می خواهد ، این انقلاب را به پیروزی برساند و به این مردم هشدار می دهد ، چرا از خواب غفلت بیدار نمی شوند و هنوز هم که هست خوابند واقعاً من به حال مردم و حتی شما حسرت می خورم . این دنیا را رها کنید . مگر دنیا چه ارزش دارد اگر دنیا خوب بود و ارزش داشت که به امامان و خوبانمان وفا می کرد . شما چرا اینقدر سرگرم دنیا هستید ؟
ثبت دیدگاه