شناسه: 64852

جهاد با نفس

راوی فرشته آل نجف: یک دفعه با ایشان به جبهه رفتم و دیدم ایشان یک اتاق دارند. (تقریباً شش متر) کف آن هم یک موکت پهن کرده بودند و تمام برنامه ها و نقشه ها ایشان روی زمین ریخته بود. گفتم: آخر شما میزی ندارید. گفت: آقاجان میز غیر از این که آدم را بگیرد هیچ فایده دیگر ندارد. میز می خواهم چکار کنم. من وقتی اینجا هستم میزم همین موکت است و هنگامی که داخل ماشین هستم، داشبورد ماشین میزم است. افرادی که همزمان با ما وارد سپاه شدند و پشت میز نشستند حالا به میزها چسبیده اند و دیگر به این طرف نمی آیند من از این می ترسم که اگر پشت میز بنشینم دیگر نتوانم حرکت بکنم و به طرف میادین خاکی بیایم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه