شناسه: 64884

ايثار و فداکاري

راوی حسین آغاسی زاده: پدرم به خاطر اینکه حاج آقا آن زمان در منزل باجناقشان (آقای جورابچی)مستأجر بودند ، پیشنهاد کرده بود که خانه ای برای حسن آقا بخرد . ولی حسن آقا گفته بود . اول برای حسین آقا خانه بخرید . چون او از من بزرگتر و ضمناً بچه ای بیشتری هم نسبت به من دارد بعد از اینکه پدرم زیاد اصرار کرده بود حسن آقا یک خانه صد متری کوچک در منطقه پنجتن طلاب به قیمت 230 یا 240 هزار تومان قولنامه کرده بود آمد و به من گفت : برادر یک خانه ای در منطقه طلاب خریده ام . بیا برو خانواده ات را ببر و آنجا بنشین .بعد از چند روز با خانواده ام به آن خانه نقل مکان کردیم.قرار شد که برای حسن آقا هم پدرم یک خانه ای بخرد. حسن آقا هر بار بهانه می آورد ومی گفت: بگذارید چند وقت دیگر که آمدم از روی فرصت یک حیاط خوبی انتخاب می کنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه