تواضع و فروتني
راوی ناصر حافظی : یادم است در عملیات والفجر4 برای سنگردیده بانی رفته بودیم. شب قبل از عملیات رفته بودیم که بازدیدی داشته باشیم رمضان عامل برای عملیات سنگر دیده بانی که آماده شده بود را شروع به تکمیل کردن نمودند و مشغول کندن سنگر شدند. آن عملیات قرار بود بین ارتش و سپاه به صورت مشترک انجام شود. در همین حین که عامل مشغول کندن سنگر بود یکی از فرماندهان ارتش که قرار بود در آن عملیات شرکت داشته باشد وارد منطقه شد و پرسیدند فرمانده کجاست؟ شنیده بودم که فرمانده ی تیپ وارد خط شده است . من اشاره کردم که ایشان است . باورش نشد که فردی که مشغول کندن سنگر باشد فرمانده ی تیپ است . دوباره گفت می خواهم فرماندة تیپ را ببینم گفتم که ایشان هستند.
ثبت دیدگاه