ايجاد روحيه در رزمندگان
راوی علی اصغر ثاقب تقی پور : قبل از عملیات خیبر به اتفاق مسئول دفتر نمایندگی حضرت امام خمینی (ره) در سپاه به منطقه جنوب رفتیم در آن جا خیلی دوست داشتم که بروم خط هر شب می رفتم نزد حاج رمضان علی و التماس می کردیم ایشان می گفت :حاجی آقا نمی گذارد شما بیایید خلاصه روز آخر بود که تصمیم گرفته شد و قرار بودیگان عامل آن طرف آب عملیاتی انجام دهد رفتم پیش عامل و اصرار کردم که مرا هم با خودش ببرد آقای عامل رفت پیش آقای غزالی اصرار کرد فلانی را بگذار با ما بیاید ایشان گفتند: خیلی خوب عامل گفت: این هم که درست شد دیگر چه می خواهید دیگر در خدمت ایشان بودیم و رفتیم در مسیر خیلی مشکلات برای قایق ها به وجود آمد قرار بود ساعت پنج آن طرف آب باشیم وعملیات شروع بشود ولی ساعت 12بعد از ظهر رسیدیم دیر هم شده بود به محض این که آن جا رسیدیم یادم است عامل خیلی با روحیه بالا مشغول فعالیت بود اکثر وقت ها کلاهش را دستش می گرفت اما به ما می گفت : به من نگاه نکنید شما کلاه ها را بگذارید سرتون به من نگاه نکنید به فکر من نباشید همه اش می دوید تمام خاکریز ها را بازدید کرد آمد به من گفت: که شما برگرد پشت خط ای بابا به هزار مکافات آمدیم این جا می گفت: شما مسئول خط بشوید پشت هلی کوپتر را شما این جا بررسی کنید هر کجا خط نیازی داشت با هلی کوپتر دور می زنی و هر چه کم و کسر داشتند یادداشت میکنی وسریع با هلی کوپتر برایشان می بری خلاصه دو سه روز این وضعیت ادامه داشت البته حاجی عامل در این خط خیلی زود شهید شد یکی دوبار که برگشتم پشت خط دیدم بچه ها خیلی ناراحت هستند روحیه شان را از دست داده اند پرسیدم چه شده است؟ گفتند عامل شهید شده است آن جا خیلی نگران و متاثر شدم از این مسئا له ولی خوب چون جبهه بود سعی می کردیم روحیه یمان را حفظ کنیم یادم است شهید عامل را با هلی کوپتر به پشت خط آوردیم و بعد به کارمان ادامه دادیم چون سفارش عامل بود تا این که عقب نشینی شد و ما به عقب آمدیم .
ثبت دیدگاه