شناسه: 65008

اخلاص عمل

راوی علی قانعی : در یکى از شب هایى که به همراه برادر عامل و تعداد دیگرى از نیروها براى شناسایى به منطقه عملیاتى و الفجر 3 رفته بودیم من متوجه فردى در حال جمع کردن لباسهاى بچه‏ها شدم. خیلى کنجکاو شدم که از هویت و قصد او مطلع شوم به همین دلیل در پى او به راه افتادم، وقتى دیدم مسیر رودخانه را در پیش گرفت، تازه متوجه مقصود او شدم و فهمیدم که باید یکى از بچه‏هاى شناسایى باشد (در آنجا این موارد زیاد دیده مى‏شود). اما هرگز با خودم فکر نمى‏کردم که او برادر عامل باشد، با این حال، با توجه به دورى رودخانه از محل چادرها و ناامنى منطقه همچنان به دنبال او رفتم تا در صورت نیاز کمکش باشم. همینطورکه از فاصله دور مراقبش بودم در یک لحظه متوجه شدم که او برادر عامل است که در این دل شب لباسهاى بچه‏ها حتى جورابهایشان را برداشته و براى شستن آنها به کنار رودخانه آمده، به خودم اجازه ندادم که جلو بروم و حرفى بگویم و فقط همانجا بر روى ارتفاعى که کاملاً به رودخانه مسلط بود نشستم و تماشاگر ایشان شدم. آن شب برادر عامل پس از شستن لباسها وضو گرفت و در همان محل دو سه رکعت نماز خواند و سپس به محل استقرار چادرها برگشت و بعد از پهن کردن لباسها به چادر خود رفت و خوابید وقتى که صبح شد هیچ کس ندانست که لباسهایشان را چه کسى شسته است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه