بدون موضوع
راوی علی قانعی : خبر رسید که نیروهاى ما درمنطقه عملیاتى والفجر 4 با پاتک خیلى سنگینى از سوى دشمن مواجه شدهاندو حجم آتش به حدى درآن منطقه سنگین است که تعداد زیادى ازنیروهاى در آنجا به شهادت رسیدند. به محض شنیدن این خبر به همراه فرمانده گردان (شهید طاهرى)عازم خط شدیم، واقعاً مادرآنجا با یک موقعیت خاصى روبرو بودیم، عراق چنان بر روى آن منطقه آتش مىریخت که نمىشد جایى خالى از گلوله پیدا کنى، اگر یکى از بچهها سرش را بالا مىآورد و یا حتى کوچکترین حرکتى مىکرد حتماً هدف گلوله دشمن قرار مىگرفت.در چنین شرایطیکه حرکت نیروها با مشکل مواجه و هر کس در جایى نشسته بود برادر عامل خیلى راحت بر روى خاکریز راه مىرفت و از حال بچهها جویا مىشد گاهى هم براى تقویت نیروها آرپیچى یکى از بچهها را مىگرفت و به طرف دشمن نشانه مىرفت. وقتى از روى نگرانى به ایشان گفتم: برادر عامل! بیا پایین ،الان است کهعراقیها شما را بزنند گفت: مگر نمىبینى روحیه بچهها چقدر خراب شده!؟ من مجبورم همین جا باشم هر چه قسمت باشد همان مىشود، اگر بنا باشد تیرى به من بخورد هر کجا که باشم فرقى نمىکند
ثبت دیدگاه