شناسه: 65014

بدون موضوع

راوی علی قانعی : خبر رسید که نیروهاى ما درمنطقه عملیاتى والفجر 4 با پاتک خیلى سنگینى از سوى دشمن مواجه شده‏اندو حجم آتش به حدى درآن منطقه سنگین است که تعداد زیادى ازنیروهاى در آنجا به شهادت رسیدند. به محض شنیدن این خبر به همراه فرمانده گردان (شهید طاهرى)عازم خط شدیم، واقعاً مادرآنجا با یک موقعیت خاصى روبرو بودیم، عراق چنان بر روى آن منطقه آتش مى‏ریخت که نمى‏شد جایى خالى از گلوله پیدا کنى، اگر یکى از بچه‏ها سرش را بالا مى‏آورد و یا حتى کوچکترین حرکتى مى‏کرد حتماً هدف گلوله دشمن قرار مى‏گرفت.در چنین شرایطیکه حرکت نیروها با مشکل مواجه و هر کس در جایى نشسته بود برادر عامل خیلى راحت بر روى خاکریز راه مى‏رفت و از حال بچه‏ها جویا مى‏شد گاهى هم براى تقویت نیروها آرپیچى یکى از بچه‏ها را مى‏گرفت و به طرف دشمن نشانه مى‏رفت. وقتى از روى نگرانى به ایشان گفتم: برادر عامل! بیا پایین ،الان است که‏عراقیها شما را بزنند گفت: مگر نمى‏بینى روحیه بچه‏ها چقدر خراب شده!؟ من مجبورم همین جا باشم هر چه قسمت باشد همان مى‏شود، اگر بنا باشد تیرى به من بخورد هر کجا که باشم فرقى نمى‏کند

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه