سخنراني شهيد
راوی رمضان علی عامل گوشه نشین : یکى از برادران تخریب چى که حدود 19 سال سن داشت در منطقه عملیاتى والفجر یک در حالى که مشغول خنثى کردن مینها بود، پایش روى مین رفته بود، انفجار مین سبب قطع پایش شده بود (پاى راست) پاى او در کنارش روى زمین افتاده بود و خودش هم در داخل میدان مین دراز کشیده بود. من پس ازاین که او را دیدم به سمتش رفتم. او فریاد زد "نیا، نیا"میدان مین است، پاکسازى نشده، بالاى مین نروى. من اینجا هستم حالم خیلى خوب است. او وضع عجیبى داشت من بدون توجه به توصیههاى او به سمتش رفتم تا او را بلندکرده و به عقب ببرم. او ملتمسانه گفت: "تو برو جلو" این اسلحه مرا بگیر و برو جلو کار بکن نمىخواهد مرا بلند کنى من اگر شهید هم شدم اشکالى ندارد. او به جاى اینکه داد بزند و از درد بنالد و افسوس پایش را بخورد. ما را ترغیب مىکرد که به وظیفه اصلى مان بپردازیم. او را بلند کردیم تا به عقب برویم و لى اصرار میکرد که اسلحهاش را هم باید با خود داشته باشد و حتى دنبال فشنگ هایش هم در گوشه و کنار ریخته بود گشت و آنها را جمع کرده و در جیبش گذاشت و گفت: اینها بدرد مىخورد برادرها می توانند با این فشنگها مخ عراقیها را بیرون بریزند. در حالى که او را روى دوش خود مىگذاشتم این دعا را زمزه مىکرد: الهى قلبى محجوب و نفسى معیوب و...
ثبت دیدگاه