شناسه: 65041

تدبير نظامي و مديريت

راوی مهدی خویشاوندی : زمانى که نیروهاى بسیجى از مشهد اعزام مى‏شدند، عامل براى جذب نیرو به اندیمشک مى‏رفت در اندیمشک سوار قطارى شد، با بچه‏هاى بسیجى شوخى مى‏کرد، خوش و بش مى‏کرد بچه‏ها را شناسایى مى‏کرد آنهایى را که قبلاً به جبهه آمده بودند و یا فکر مى‏کرد آدم توانمندى است انتخاب میکرد و یگ کاغذ مى‏نوشت و به آنها مى‏گفت: آمدى اهواز، بیا جاى ما، من عامل هستم . او به همین ترتیب در بعضى از مراحل تا 60% از نیروهاى مورد نیازش را شناسایى و جذب مى‏کرد. بچه‏هاى جذب شده به اهواز مى‏آمدند و مى‏گفتند: مى‏خواهیم به گردان عامل برویم. سیدان که در سازماندهى نیرو کار میکرد مى‏گفت: بسیجى در اهواز مى‏گوید اسمش عامل است مى‏گفتیم: تو عامل را مى‏شناسى؟ مى‏گفت: نه پس چه جورى مگر در گردانش خدمت کرده‏اى؟ نه مشهدى هستى نه من بیرجندى هستم. بیرجندى! تو عامل را از کجا مى‏شناسى؟ مى‏شناسم من باید به گردان عامل بروم. و اینها هم در مشهد مبلغانى شده بودند و به دیگران مى‏گفتند: رفتى جبهه به گردان عامل برو.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه