شناسه: 65090

گذشت و اغماض

در گروه ضربت کمیته انقلاب اسلامی مشغول به کار بودم. در جریان کار با متهمی که محکوم به اعدام شده بود (به سمت همراه داشتن مقداری جنس) روبرو شدم. متهم در ساعت به اعدام سراغ برادرم رفته بود و با گریه و زاری گفته بود: برادر تو دروغ گفته و از سر لجاجت و ؟؟؟ و دشمنی به من تهمت زده. برادرم نزد من آمد و گفت: متهم چنین گفته، اگر این گونه است، راستی و درستی را بیان کن که هیچ چیز بهتر از درستی نیست. لگذاز اگر او بی گناه است، آزاد شود و حکمش تخفیف یابد. من گفتم: نه، شهید وضو گرفت و مرا در آغوش کشید و گریه کرد و سپس با همان چشمان گریان سراغ متهم رفت و او گفت که من از تو گذشتم و برادرم هم گذشت، امیدوارم خدا هم از تو بگذرد که به جوان بی گناهی تهمت دروغ می بندی؟

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه