شناسه: 65122

حالات معنوي خاص

یادم می آید که در نیمه های شب در اطراف منطقة بوارین، از طرف سردار قالیباف یک مأموریت داشتیم که ما شهید خضرایی را در آنجا ملاقات کردیم. پس از صحبت و شوخی وار د یک سنگر شدیم و دیدم که ایشان سر به سجده گذاشت و خیلی عجیب گریه کرد و حالات خاصی داشت. بنده برای انجام مأموریت از سنگر بیرون آمدم وقتی کارم تمام شد و برای اینکه دوباره احوال شهید خضرایی را بپرسم به سنگر برگشتم و دیدم که شهید، در همان حالت معنوی خودش می باشد و ایشان یکی از افرادی بود که در زمینة ارتباط با خدا و مسائل معنوی نقش استادی را برای دیگر بچه ها داشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه