شناسه: 65126

حج

شهید خضرایی راد به چند نفر از دوستان به حج واجب مشرف شده بود، ایشان انسان مقیّدی بود و نسبت به امور مختلف دقت داشت و می خواست که کار را به نحو احسن انجام دهد. در مراسم حج هم، وقتی بچه ها می خواستند قربانی را انجام بدهند، ایشان به بچه ها گفته بود چرا گوسفند؟ بیایید برویم و گاو بخریم، بچه ها گفته بودند که مات اینجا کسی را نمی شناسیم و نمی دانیم که از کجا گاوه بخریم. شهید خضرایی هم با همان حالت خوشرویی و سادگی خودش، برای اینکه به دوستانش بفهماند که می توانند گاو بخرند و به مسائل دام داری آشنا است، به آنها گفته من خودم بچة گاو هستم و این صحبت تا مدتها سر زبان بچه ها بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه