عشق به ائمه اطهار
یادم هست در لشگر 5 نصر بودم که قرار شد برای عملیات خیبر از ایلام به منطقة مربوطه منتقل شویم و من هم برای شناسایی راه و انتقال تسلیمات به عنوان نیروی اطلاعات، در جلو حرکت کرده بودم و همة بچه ها در فکر حل این مشکل بودند. ایشان همانجا با یک حالت خاص و بشّاش گفت: نگران نباشید، همان امام خمینی (ره) که ما را به اینجا آورده است. خودش هم کمک خواهدکرد. ایشان وقتی می خواست باکسی شوخی کند به او می گفت: جوزی آنجا هم به من اشاره کرد و گفت: همین جوزی کار ده نفر را انجام می دهد و سردار ابراهیم زاده هم، مرا برای هدایت نیروها به منطقة عملیاتی خیبر فرستاد و ما هم به سمت بستان حرکت کردیم، آنجا هم ما را با قایق به جلو بردند و ما هم با اینکه مسیر را یاد نگرفته بودیم، به گفتة شهید حاج رضا با توکل به امام حسین (ع) گفتیم که میسر را بلد هستیم و البته کار هم به نحو احسن انجام شد.
ثبت دیدگاه